تکنیک های بازیگری؛ جعبهابزاری برای موفقیت بازیگر
بازیگری کاری دشوار و طاقتفرسا است اما با یادگیری تکنیکهای آن میتوان این سختی را از بین برد. شخص علاقهمند باید بر تکنیک های بازیگری تسلط داشته باشد. این تکنیکها به بازیگر کمک میکنند تا دقیقا همان احساس مورد نظر کارگردان برای نقش را به تماشاگر منتقل کند. اما تکنیک های بازیگری مناسب کدام هستند؟ استفاده از تکنیک برای هر بازیگر، امری شخصی است و هیچ تکنیک جادویی برای موفقیت در بازیگری وجود ندارد. در واقع هر بازیگر برای کسب موفقیت، مسیر منحصربهفرد خود را طی میکند. اما باید با انواع تکنیک های بازیگری آشنا شد و متناسبترین آنها را برای خود انتخاب کرد. در این مطلب قصد داریم به بررسی تکنیک های بازیگری بپردازیم.

تعریف تکنیک های بازیگری
بازیگری نیز مانند سایر هنرها دارای انواع تکنیک و سبک است. شاید یک هنرمند نقاش در تمام عمر خود از یک سبک یا تکنیک برای خلق آثار خود استفاده کند. اما بازیگران باید با انواع تکنیک های بازیگری آشنا باشند. بدین ترتیب بازیگر خواهد توانست در هر اثر به فراخور نمایشنامه و نظر کارگردان، با یک سبک خاص بازی کند. در واقع میتوان گفت تکنیک های بازیگری، مجموعه همه آن ابزارهایی است که بازیگر در اختیار دارد؛ از جمله بیان، بدن، تخیل، احساس.
تفاوت متد و تکنیک در بازیگری
از دیدگاه تخصصی رشته بازیگری، دو رویکرد برای بازیگری وجود دارد: متد و تکنیک. اگر بخواهیم یک توضیح ساده بدهیم، باید بگوییم که متد حالت کلی دارد، اما تکنیک شخصیتر است. همچنین متد بازیگر تربیت میکند و قابل پیادهسازی روی کاغذ است؛ ولی تکنیک را نمیشود روی کاغذ پیاده کرد. از سوی دیگر، متد یک سری پیروان دارد اما تکنیک اینطور نیست.

تکنیک های اصلی بازیگری
شاید صدها و یا حتی هزاران تکنیک بازیگری در جهان وجود داشته باشند. اما برخی از این تکنیکها به طور کامل مورد مطالعه قرار گرفتهاند و در عمل امتحان خود را پس دادهاند. از جمله مهمترین تکنیک های اصلی بازیگری، میتوان به موارد زیر اشاره کرد که در ادامه مطلب به توضیح آنها خواهیم پرداخت:
- تکنیک بلا مرلین
- نکنیک ایوانو چوبوک
- تکنیک اوتا هاگن
- تکنیک بازیگری زیباییشناسی دیوید ممت
- سیستم کنستانتین استانیسلاوسکی
- متد چخوف
- متد اکتینگ (متاثر از لی استراسبرگ، استلا آدلر، سنفورد مایزنر)
سیستم کنستانتین استانیسلاوسکی
سیستم کنستانتین استانیسلاوسکی، ریشه کل سیستمهای بازیگری است و تاکید اصلی این تکنیک بر یکی شدن بازیگر و نقش است. این سیستم همچنان بیشترین استفاده را دارد. استانیسلاوسکی معتقد بود بازیگر باید با شخصیتی که قرار است نقش آن را بازی کند، یک ارتباط عمیق حسی و فکری ایجاد کند.
استانیسلاوسکی بر تمرین زیاد روی صدا و بیان نیز تاکید داشت. در واقع از دیدگاه او، مهمترین عوامل در بازیگری عبارتند از بدن، بیان، حس، ذهن و فکر و تخیل. به طور کلی میتوان گفت استانیسلاوسکی بر طبیعی بودن رفتار بازیگر و باورپذیر بودن کارهایی که او روی صحنه انجام میدهد، باوری عمیق داشت.
تکنیک بازیگری استانیسلاوسکی چند اصل اساسی دارد. این اصول به بازیگران کمک میکنند تا از لحاظ احساسی با شخصیت خود ارتباط برقرار کنند. در ادامه به توضیح اصول سیستم استانیسلاوسکی میپردازیم.

اگر جادویی است
بنیاد تکنیک بازیگری استانیسلاوسکی، دو مفهوم «شرایط دادهشده» و «اگر جادویی است» میباشند. از دیدگاه استانیسلاوسکی، بازیگر باید خودش را در شرایطی که نمایش نشان میدهد، تصور کند. این رویکرد تخیل بازیگر را فعال میکند و به شخصیت روح میدهد.
فوق هدف
سیستم بازیگری استانیسلاوسکی بر انگیزش متمرکز است و بر هدف شخصیت تاکید زیادی دارد. بازیگر در هنگام تمرین هر صحنه، باید از خودش در مورد هدف شخصیت در آن لحظه خاص، بپرسد. این لحظات در طول نمایشنامه یک خط عاطفی ایجاد میکنند. این خط عاطفی، به عنوان «فوق هدف» در نظر گرفته میشود.
حافظه عاطفی
یکی از راههای نمایش موفق، استفاده از «حافظه عاطفی» است. این رویکرد از بازیگر میخواهد تا از تجربیات شخصی خود استفاده کند. بدین ترتیب بازیگر میتواند به عملکرد خود، فوریت و اصالت بیشتری ببخشد. برای مثال، بازیگری که سعی دارد اندوه را به تصویر بکشد، اگر قبلا یکی از نزدیکان خود را از دست داده باشد، میتواند از تجربه مشابه خود استفاده کند و اندوهگین شود.
تمپو ریتم و روش اکت فیزیکی
میتوان گفت هدف استانیسلاوسکی، ایجاد ریتم در نمایش به فراخور شدت احساسی اجراها است. پیشرفت بعدی استانیسلاوسکی، اکت فیزیکی بود. او با این کار یک تغییر ایجاد کرد؛ چرا که منجر به تاکید بیشتر بر حرکت بدنی و بداههپردازی درباره بحثها و تاملات شفاهی شد.
متد میخائیل چخوف
میخائیل چخوف (برادرزاده آنتوان چخوف، نویسنده روسی) از شاگردان خلف استانیسلاوسکی بود. او توانست نکاتی را به اصول بازیگری استانیسلاوسکی اضافه کند. البته این استاد اختلافنظرهایی نیز با استانیسلاوسکی داشت. امروزه در بسیاری از آکادمیهای معتبر جهان، متد بازیگری چخوف تدریس میشود.
در این تکنیک بازیگری، بازیگر نیاز یک شخصیت را در قالب یک ژست بدنی بیرونی از خود بروز میدهد. تکنیک چخوف یک رویکرد روانی-اجتماعی به مقوله بازیگری است. تکنیک بازیگری چخوف بر تحول، کار باانگیزه، تخیل و حرکات درونی و بیرونی متمرکز است.
چخوف در برابر یکی شدن بازیگر و نقش در متد استانیسلاوسکی مقاومت میکرد و تاکید زیادی بر تخیل داشت. در واقع متد بازیگری چخوف بر عناصر بدن، تخیل یا دایره الهام و مهمتر از همه ژستهای روانی استوار است. از دیدگاه چخوف بهترین بازی آن است که بازیگر حس را با کمترین کنش بیرونی یا اغراق بتواند بهخوبی به تماشاگر منتقل کند. در این تکنیک، بازیگر روی مساله درونی که شخصیت داستان با آن روبرو است، تمرکز دارد. سپس بازیگر موضوع را بهشکل حرکات بیان میکند. تکنیک بازیگری چخوف توسط بازیگرانی مانند کلینت ایستوود و مریلین مونرو استفاده شده است.
متد اکتینگ و بانیان آن
لی استراسبرگ و اعضای گروه تئاتر وی آغازگر متد اکتینگ یا بازیگری متد بودند. متد اکتینگ یکی از مهمترین تکنیک های بازیگری مدرن است. آموزههای استراسبرگ بر روی تمرین اتصال به یک شخصیت با ترسیم احساسات و خاطرات شخصی، مجموعهای از تمرینها از جمله حافظه حسی و حافظه عاطفی تاکید داشتند. خود لی استراسبرگ، متد اکتینگ را به این صورت تعریف میکند: «متد اکتینگ همان کاری است که همه بازیگران هر وقت که خوب بازی کردهاند، انجام دادهاند».
بازیگری متد بازیگران را مجبور میکند تا خود را با افکار و احساسات شخصیتهای مورد بازی خود تصور کنند. بسیاری از بازیگران مطرح آمریکایی در حرفه خود از این تکنیک استفاده میکنند. از میان این افراد میتوان به جارد لتو، جیک جیلنهال و آنجلینا جولی اشاره کرد.
متد اکتینگ یک رویکرد سیستماتیک در بازیگری است. این متد بازیگری بر عناصر زنده که یک بازیگر در اجرای خود از آنها استفاده میکند، متمرکز است.
بازیگران از متد اکتینگ برای همذاتپنداری کامل با نقشی که قرار است در آن قرار بگیرند، استفاده میکنند. در مرحله تمرین، بازیگر به نقش تبدیل میشود و در بیشتر موارد، برای مدتزمانی طولانی در قالب شخصیت خود باقی میماند.
در این تکنیک بازیگری، شما به عنوان بازیگر تشویق میشوید بدون جعل احساسات، خود را وادار کنید تا احساسات واقعیتان در هر صحنه به معنای واقعی بروز پیدا کند. این مساله میتواند باعث تغییراتی در روان و رفتار بازیگر شود.
از موارد مشترک متد اکتینگ با سیستم استانیسلاوسکی میتوان به تاکید بر بازی واقعی، استفاده از پاتکست، تخیل و تنشزدایی اشاره کرد. گفتنی است تخیل یکی از پارامترهای مهم برای آموزش بازیگری به کودکان است که ژان پیاژه نیز تاکید زیادی بر آن داشت. برای دیدن لیستی از کلاسهای بازیگری کودک، به این صفحه از ایران آموزشگاه مراجعه کنید.
تکنیک بازیگری استلا آدلر در متد اکتینگ
استلا آدلر نیز یکی از شاگردان برجسته استانیسلاوسکی بود. او توانست بر اساس اصول بازیگری استانیسلاوسکی، اصول نوینی بنا کند. آدلر اعتقاد داشت مخاطب به سالن نمایش میرود تا از نمایش لذت ببرد. وظیفه بازیگر نیز ایجاد لذت برای مخاطب است. استلا آدلر بر این عقیده بود وقتی کسی حرفه بازیگری را انتخاب میکند، باید بداند که تمام وجودش صرف این حرفه خواهد شد. به قول آدلر، «شما باید فراتر از تجارب ارزشمند داخلی خود باشید».
خانم آدلر باور داشت بازیگر باید فردی صادق باشد. صداقت در بازیگری عامل بسیار مهمی است. خانم آدلر گفته بود یک بازی خوب وقتی از کار در میآید که شما بهعنوان بازیگر قانع شوید آنچه که انجام میدهید، حقیقت دارد. استلا آدلر بر تخیل، شرایط محیطی، جنبههای جامعهشناختی و تحلیل متن (فیزیکی، روانی و اجتماعی)، تاکید زیادی داشت. گفتنی است مارلون براندو خود را شاگرد مکتب استلا آدلر میداند.
تکنیک بازیگری لی استراسبرگ
لی استراسبرگ، بازیگر و فیلمساز لهستانی تبار آمریکایی بود. او بازیگردانی بسیاری از نقشهای ماندگار سینمای جهان همچون نقش آل پاچینو در پدرخوانده ۲ را بر عهده داشت. استراسبرگ شاگردان سرشناسی چون مارلون براندو، مرلین مونرو و جانی دپ تربیت کرد. او معتقد بود بازیگر باید احساسات و اندیشه نقش را با تمام وجود تصور کند. تمرینی که استراسبرگ برای بازیگر ضروری میدانست، به تمرین «اتصال به شخصیت» شهرت دارد. گفتنی است تاکید اصلی لی استراسبرگ بر حافظه عاطفی و جنبههای روانشناسانه بود.

تکنیک بازیگری اوتا هاگن
در تکنیک بازیگری اوتا هاگن همه چیز به رئالیسم برمیگردد. در این تکنیک بازیگری به هنرجویان یاد میدهد که خاطرات خود را به تجربیات شخصیتهای خود انتقال دهند. هاگن باور داشت این کار یک واکنش احساسی واقعبینانه ایجاد میکند و آن را در بازیگری بسیار موثر میدانست.
تکنیک بازیگری ماینرز
از دیگر تکنیک های بازیگری مهم، میتوان به تکنیک مایزنر اشاره کرد. سنفورد مایزنر بازیگر و معلم بازیگری آمریکایی بود. او شاگردان مشهوری مثل گریگوری پک، رابرت دوال، گریس کلی و دایان کیتون تربیت کرد. مایزنر اعتقاد داشت که بازیگر نباید از احساسات کنونی خودش برای ایفای نقش استفاده کند. او معتقد بود بازیگر باید بر اساس قصه درام و سلوک شخصیت، احساسات جدیدی را تجربه کند و سپس آنها را بروز دهد. تکنیک مایزنر، مدرنترین تکنیک بازیگری است. این تکنیک، حافظه عاطفی را رد میکند و به جای آن از سیستم تکرار استفاده میکند. در واقع ماینرز تاکید زیادی روی تکرار و تخیل دارد.
تکنیک بازیگری مایزنر مشابه تکنیک متد اکتینگ است. این تکنیک بازیگر را ملزم میکند که نهتنها روی خود، بلکه بهشکل کامل روی بازیگر مقابل نیز تمرکز پیدا کند. این تکنیک بازیگری باعث میشود بازی بازیگران برای مخاطبان باورپذیرتر باشد. یکی از ابزارهای اصلی که بازیگران در تکنیک مایزنر از آن استفاده میکنند، گوش دادن است.
مایزنر برای آموزش پاسخهای بازیگران، یک تمرین اساسی ابداع کرد که به تمرین تکرار موسوم است. در این تمرین، دو بازیگر روبروی یکدیگر مینشینند و با یک عبارت تکراری به هم پاسخ میدهند. به این ترتیب، بازیگر دیگر به آنچه میگوید و انجام میدهد، فکر نمیکند. در واقع او چه از نظر جسم و چه از نظر بیان، آزادانهتر واکنش نشان میدهد. گفتنی است این سیستم در سینما کاربرد زیادی دارد و در انواع کلاس بازیگری تدریس میشود. اگر شما هم علاقهمند به بازیگری هستید و به دنبال یک کلاس بازیگری مناسب میگردید، میتوانید به این صفحه از ایران آموزشگاه بروید و بهترین دورههای بازیگری را پیدا کنید.

تست بازیگری در آمریکا
برای تست در آمریکا میتوانید از تکنیک مایزنر استفاده کنید که امتحان خود را پس داده است. از جمله بازیگرانی که از تکنیک مایزنر استفاده میکنند، میتوان به جیمز فرانکو، الک بالدوین و نائومی واتس اشاره کرد. تست بازیگری در آمریکا چند مرحله دارد و گاهی اوقات ممکن است ماهها به طول بیانجامد. برای آشنایی با تست بازیگری، میتوانید به این صفحه از ایران آموزشگاه مراجعه کنید تا با انواع آن آشنا شوید.
یکی از نکاتی که در تست بازیگری در آمریکا اهمیت زیادی دارد، تست نقش است. در واقع بازیگر ابتدا با ارسال رزومه خود و یک فیلم کوتاه، تست بازیگری را به عوامل سینما ارائه میدهد. پس از قبول شدن در این مرحله (تست بازیگری)، از فرد دعوت میشود تا در حضور برخی از عوامل دستاندرکار، نقش مورد نظر کارگردان در فیلم را بازی کند و اصطلاحا تست نقش بدهد. در اینجا است که آشنایی با اصول اولیه تکنیک های بازیگری و به ویژه تکنیک بازیگری ماینرز میتواند برای موفقیت در گرفتن نقش، میتواند تا حد زیادی موثر واقع شود.
یادگیری تکنیک های بازیگری با کمک ایران آموزشگاه
در این مطلب به بررسی تکنیک های بازیگری پرداختیم. در پایان باید گفت با اینکه دانستن آنها برای فرد علاقهمند به بازیگری ضروری است، اما هیچ یک از آنها بر دیگری برتری ندارد. در واقع آن تکنیکی برتر است که برای شما به خوبی جواب بدهد.
سایت ایران آموزشگاه گلچینی از بهترین کلاسها در زمینههای مختلف آموزشی را فراهم کرده است. اگر میخواهید بازیگری را به طور جدی و حرفهای دنبال کنید، ما در ایران آموزشگاه لیستی از برترین کلاسهای بازیگری با مناسبترین قیمتها را به شما معرفی میکنیم تا به صورت اصولی این هنر را یاد بگیرید. کافی است به بخشهای مختلف سایت ما سر بزنید تا آموزشگاه مورد نظرتان را پیدا کنید.




بدون دیدگاه