اهمیت meanwhile و in the meantime در زبان انگلیسی
در زبان انگلیسی meantime و meanwhile هر دو میتوانند مربوط به زمان بین دو رویداد باشند. از این عبارات چه در متون و چه در گفتوگوهای روزمره استفاده میشود و به همین دلیل بهتر است با معنی آنها و کاربردشان آشنا باشیم. در این مطلب قصد داریم به بررسی گرامر meanwhile و in the meantime بپردازیم.
با مرور سری مقالات مربوط به گرامر زبان، به نکته های ظریف گرامری و تفاوت های ریزی که در معنا ایجاد میکنند مسلط خواهید شد.

گرامر meanwhile و in the meantime در انگلیسی
«Meanwhile» و «Meantime» را میتوان به جای هم استفاده کرد، اما از «Meantime» بیشتر به عنوان اسم استفاده میشود، مانند «in the meantime». اماmeanwhile معمولا به عنوان قید استفاده میشود. لطفا به مثالهای زیر دقت کنید:
| (شما میروید در صف بایستید تا یک میز برای شام بیاورید. در همین حین ما ماشین را پارک میکنیم.) | You go stand in line to get a table for dinner; meanwhile, we will park the car. |
| (در ضمن (یا در این میان)، ما ناهار سفارش میدهیم.) | Meanwhile, we’ll order lunch. |
تصور کنید یک پرواز خواهید داشت. پرواز شما ساعت ۲۰:۰۰ به شیکاگو میرسد. بعد از رسیدن به شیکاگو، باید سوار یک هواپیمای دیگر بشوید تا ساعت ۹ شب به نیویورک برسید. پس ساعات ۸:۰۰ الی ۹:۰۰ شب در این فاصله زمانی قرار دارند. در اینجا چند جمله مثال برای این وضعیت وجود دارد:
| (در فاصله بین پروازها تصمیم گرفتم کمی غذا بخورم.) | In the meantime between flights, I decided to eat some food. |
| (در این میان کاری نداشتم؛ به همین خاطر تا ساعت ۹ که پروازم بود، تلویزیون تماشا کردم.) | I didn’t have anything to do in the meantime, so I watched TV until my flight at 9 o’clock. |

کاربرد meanwhile و in the meantime در انگلیسی
عبارت meantime به تنهایی یک شکاف زمانی است. یکی از این زمانها معمولا زمان حال است. به عنوان مثال، تصور کنید ساعت ۷:۰۰ است و شما باید ساعت ۷:۱۰ به دانشگاه بروید. در این حالت، بین ساعت ۷:۰۰ تا ۷:۱۰ همان meantime است. در اینجا چند جمله مثال آورده شده است:
| (۱۰ دقیقه وقت داشتم و مجبور نبودم بروم؛ به همین خاطر در این میان ایمیلم را چک کردم.) | I didn’t have to leave for 10 minutes, so in the meantime, I checked my e-mail. |
| (در زمانی که قبل از آمدن اتوبوس داشتم، یادداشتهای کلاسم را مرور کردم.) | In the meantime before my bus came, I reviewed my class notes. |
| (فروشگاه تا دو ماه دیگر تعطیل میشود. در این بین سعی میکنند تمام محصولات خود را به فروش برسانند.) | The store will close in two months. In the meantime, they are trying to sell all their products. |
| (برای پختن مرغ ۳۰ دقیقه دیگر زمان لازم بود، بنابراین در این فاصله تصمیم گرفتیم چند ظرف را بشوییم.) | The chicken needed to be cooked for another 30 minutes, so in the meantime, we decided to wash some of the dishes. |
عبارت meanwhile یک قید است و دو معنی دارد: یکی دوره بین دو رویداد/زمان؛ و دیگری به معنای «در همان زمان». لطفا به مثالهای زیر توجه کنید:
| (مرد در حال مسواک زدن بود. در همان زمان، همسرش خواب بود.) | The man was brushing his teeth. Meanwhile, his wife was sleeping. |
| (داشتم با ماشین میرفتم سر کار. در همان زمان شخصی داشت وارد خانه من میشد.) | I was driving to work. Meanwhile, someone was breaking into my house. |

مثال meanwhile و in the meantime در انگلیسی
دیدن مثال های متنوع و حل تمرین های مستمر راهکاری عالی برای درک گرامر انگلیسی است که در کلاس های زبان حضوری و کلاس آنلاین زبان به این موضوع توجه ویژه ای میشود. برای درک بهتر گرامر meanwhile و in the meantime لطفا به مثالهای زیر توجه کنید:
| مادر به خرید رفت. در همین حین خانه را تمیز کردم. | Mother went shopping; meanwhile, I cleaned the house. |
| امروز بعدازظهر به سمت ساحل میرویم. در همین حین میروم به فروشگاه خردهفروشی (بقالی). | We’re headed to the beach this afternoon. In the meantime, I’m going to the grocery store. |
| بچهها ساحل را خیلی دوست دارند. در همین حال، یک نفر باید به فکر شام باشد. | The kids are excited about the beach. Meanwhile, someone has to think about dinner. |
| کامپیوترهای جدید تا هفته آینده وارد بازار نخواهند شد، اما میتوانیم در این مدت از کامپیوترهای قدیمی استفاده کنیم. | The new computers won’t arrive until next week, but we can keep using the old ones in the meantime. |
| او چهار سال را برای تحصیل در رشته حقوق گذراند. در این بین، به کار خود در بانک نیز ادامه داد. | He spent four years studying for her law degree. In the meantime, he continued to work at the bank. |
| میتوانید میز را بچینید. در همین حین، من شروع به درست کردن شام میکنم. | You can set the table. Meanwhile, I’ll start making dinner. |
| او میتواند زمانی که احساس بهتری دارد به سر کار بازگردد، اما در عین حال باید تا حد امکان استراحت کند. | He can come back to work when he’s feeling better, but meanwhile he should be resting as much as possible. |

تمرین برای گرامر meanwhile و in the meantime در انگلیسی
حال که گرامر عبارتهای meanwhile و in the meantime را با مثالهای متعدد فرا گرفتیم، خوب است که چند تمرین نیز در این زمینه انجام دهیم. لطفا در عبارتهای زیر، از meanwhile یا in the meantime استفاده کنید.
It was raining in the city in the afternoon. __________, it was sunny in the countryside.
John knew he had to wait 30 more minutes, so he decided to read the newspaper __________.
“You set up the tent. _________, I will build a fire.
Lisa will go to Japan in July. __________, she has decided to start studying Japanese.




بدون دیدگاه