کالوکیشنهای صفت و اسم Adjective + Noun با معنی
همانطور که احتمالاً میدانید، صفتها به توصیف بهتر اسمها کمک میکنند و برای توصیفیترکردن صحبتها و بهبود مهارتهای ارتباطی شفاهی و نوشتاری کلی شما، عالی هستند؛ اما امروز خواهید دید که برخی صفتهای خاص میتوانند با اسامی خاص بهخوبی ترکیب شوند. به این نوع ترکیبها، کالوکیش collocation انگلیسی گفته میشود که معنای تحتالفظی آن در زبان فارسی، «با هم گذاری» است. بهیاد داشته باشید، استفاده صحیح از کالوکیشنهای انگلیسی یکی از سریعترین راهها برای بومیترکردن زبان انگلیسی شما است؛ بنابراین با این مقدمه، بیایید نگاهی به انواع کالوکیشن های صفت و اسم Adjective + Noun با معنی بیندازیم.

معروفترین کالوکیشنهای صفت و اسم Adjective + Noun با معنی
برخی از انواع کالوکیشنهای صفت و اسم (Adjective + (Noun+ در زبان انگلیسی توسط بومیها بهصورت گسترده استفاده میشوند. در فهرست زیر، مهمترین کالوکیشنهای صفت و اسم انگلیسی را مشاهده میکنید:
- Absolute agony;
رنج و عذاب مطلق
- Absolute despair;
ناامیدی مطلق
- Active ingredient;
مادۀ فعال
- Alphabetical order;
بهترتیب حروف الفبا
- Alternative energy;
انرژی جایگزین
- Alternative medicine;
طب جایگزین
- Artificial limb;
اندام مصنوعی
- Back pay;
مالیات عقبافتاده
- Back road;
جادۀ فرعی، کوره راه
- Back street;
خیابان فرعی (معنای مخفیانه و غیرقانونی هم میدهد)
- Back taxes;
مالیات عقبافتاده (پرداخت نشده)
- Bad breath;
دشمنی دیرین، غرض، سابقۀ خصومت، بوی بد دهان
- Bad diet;
بدعادت، بدغذا
- Bad habit;
عادت بد
- Bad loser;
بازنده بیاخلاق، بازنده بیاعصاب
- Bad mood;
اوقات تلخی، حال بد و ناراحت
- Bad temper;
خلقوخوی بد
- Balanced diet;
رژیم غذایی متعادل
- Bare essentials;
حداقل چیزهای ضروری، کمترین ضروریات
- Basic right;
حق اولیه
- Best friends;
بهترین دوستان
- Big brother | big sister;
برادر بزرگ | خواهر بزرگ
- Big deal;
معاملۀ بزرگ، موضوع مهم، آدم مهم، آدم کلهگنده
- Big decision;
تصمیم بزرگ
- Big disappointment;
ناامیدی بزرگ
- Big dreamer;
رؤیاپرداز بزرگ
- Big drinker;
الکلیِ خفن
- Big eater;
پرخور
- Big improvement;
پیشرفت بزرگ
- Big mistake;
اشتباه بزرگ
- Big money;
پول قلمبه
- Big surprise;
شگفتی بزرگ
- Big talker;
گزافگو ، یاوهگو
- Blind faith;
اعتقاد بیچونوچرا به چیزی، حتی زمانی که نامعقول یا اشتباه باشد (کورکورانه)
- Blind loyalty;
وفاداری کورکورانه
- Blind obedience;
اطاعت کورکورانه
- Blond hair;
موی بلوند
- Brief chat;
چت مختصر
- Bright color;
رنگ روشن
- Bright future;
آیندۀ روشن
- Bright idea;
ایدۀ هوشمندانه
- Broken home;
خانوادۀ ازهمپاشیده
- Casual clothes;
لباسهای راحتی وغیررسمی
- Causal relationship;
رابطۀ غیررسمی
- Certain amount;
مقدار مشخص
- Chilly day / night / wind chilly weather;
روز یا شب خنک، هوای خنک و بادی
- Chilly reception;
پذیرایی سرد
- Clear message;
پیام واضح
- Clear understanding;
درک روشن
- Clean energy;
انرژی پاک و خالص
- Common knowledge;
دانش مشترک
- Common language;
زبان مشترک
- Complete agreement;
توافق کامل
- Complete idiot;
کاملاً احمق
- Daily life;
زندگی روزمره
- Dead body;
جسد
- Dead end;
بنبست
- Dead-end job;
کار بیثمر
- Deadly weapon;
سلاح مرگبار
- Deafening silence;
سکوت کرکننده! (یعنی خیلی ساکت)
- Deep depression;
افسردگی عمیق
- Deep devotion;
ارادت عمیق
- Deep feeling;
احساس عمیق
- Deep pockets;
منبع مالی سرشار، سرمایه هنگفت
- Deep sleep;
خواب عمیق
- Deep thought;
تفکر عمیق
- Deep trouble;
مشکل اساسی
- Detailed description;
توصیف همراه با جزئیات
- Direct flight;
پرواز مستقیم
- Direct quote;
نقل قول مستقیم
- Dirty joke;
شوخی کثیف (بی ادبانه)
- Dirty laundry;
تف سربالا
- Dirty player;
بازیکن جرزن
- Distant relative;
نسبت دور
- Dual nationality;
دو ملیتی
- Early days;
روزهای اول
- Early night;
اوایل شب
- Early riser;
سحرخیز
- Early start;
شروع زودهنگام
- Easy answer;
پاسخ آسان و سریع
- Easy money;
پول مفت
- Easy question;
سؤال آسان
- Economic growth;
رشد اقتصادی
- Educational game;
بازی آموزشی
- Empty promises;
وعدههای توخالی
- Empty words;
حرفهای پوچ
- Entry-level job;
شغل سطح پایین (غیرتخصصی یا کاراموزی)
- Equal rights;
حقوق برابر
- Essential services;
خدمات ضروری
- Ethical investment;
سرمایهگذاری اخلاقی
- Ethical standards;
استانداردهای اخلاقی
- Ethnic minority;
اقلیت قومی
- Ethnic tensions;
تنشهای قومیتی
- Even number;
عدد زوج
- Excruciating pain;
درد طاقتفرسا
- Express bus/coach/train;
اتوبوس یا قطار اکسپرس
- Express service / mail;
خدمات پست اکسپرس
- Express wish / aim / purpose;
بیان آرزو | هدف | منظور
- Fair deal;
معاملۀ منصفانه
- False impression;
تصور نادرست
- False teeth;
دندان مصنوعی
- Familiar face;
چهرۀ آشنا
- Fatal accident;
تصادف مرگبار
- Fatal mistake;
اشتباه مرگبار
- Flat battery;
تمامشدن باتری (معمولاً باتری موبایل)
- Flat tire;
پنچر
- Foreign policy;
سیاست خارجی
- Free speech;
آزادی بیان
- Free spirit;
روح آزاد
- Front door;
درِ جلویی
- Front page;
صفحۀ اول
- Front row;
ردیف جلو
- Front seat;
صندلی جلو
- Good cause;
دلیل خوب
- Good chance;
شانس خوب
- Good company;
همراه خوب
- Good deal;
معامله خوب
- Good luck;
خوششانس
- Great admiration;
تحسین شدید
- Great anger;
عصبانیت شدید
- Great detail;
جزئیات عالی
- Great disappointment;
ناامیدی بزرگ
- Great enjoyment;
لذت زیاد
- Great excitement;
هیجان بزرگ
- Great failure;
شکست بزرگ
- Great fun;
سرگرمی عالی
- Guilty party;
فرد مقصر
- Happy ending;
پایان خوش!
- Happy hour;
ساعت خوشی
- Hard day;
روز سخت
- Hard exam;
امتحان سخت
- Hard job;
شغل سخت
- Hard work;
کار سخت
- Healthy diet;
رژیم غذایی سالم
- Heavy book / bag / suitcase / load;
کتاب | کیف | چمدان | بار سنگین
- Heavy drinker;
مشروبخوار شدید
- Heavy features;
پر از ویژگی
- Heavy losses;
تلفات سنگین
- Heavy meal;
غذای سنگین
- Heavy rain;
باران شدید
- Heavy schedule;
برنامه سنگین و شلوغ
- Heavy sleeper;
کسی که سنگین میخوابد
- Heavy snow;
برف سنگین
- Heavy traffic;
ترافیک سنگین
- Heavy workload;
حجم کار سنگین
- Hidden extras;
موارد اضافی پنهان
- High level;
سطح بالا
- High quality;
باکیفیت
- High standard;
استاندارد سطح بالا
- High/low cost;
هزینه بالا | کم
- High/low density;
چگالی بالا | کم
- High/low energy;
انرژی بالا | کم
- Human cost;
هزینه انسانی
- Human error;
خطای انسانی
- Human life;
زندگی انسان
- Icy wind;
باد بسیار سرد
- Ill effects;
اثرات سوء
- Immediate action;
فوری عملکردن
- Immediate family;
خانوادۀ درجۀ یک
- Innocent victim;
قربانی بیگناه
- Inside information;
اطلاعات داخلی
- Intense pressure;
فشار شدید
- Internal injury;
آسیب داخلی
- Internal organ;
اندام داخلی
- Irreparable damage;
خسارت جبرانناپذیر
- Joint account;
حساب مشترک
- Joint effort;
تلاش مشترک
- Joint owners;
مالکان مشترک
- Key issue;
مسئله اصلی
- Key role;
نقش کلیدی
- Large amount;
مقدار زیاد
- Large number (of);
تعداد زیادی از
- Large population;
جمعیت زیاد
- Large proportion;
نسبت زیاد
- Large quantity;
مقدار زیاد
- Large scale;
در مقیاس بزرگ
- Late night;
دیروقت
- Legal advice;
مشاوره حقوقی
- Level playing-field;
در شرایط (موقعیت) یکسان و برابر
- Little brother/ little sister;
برادر کوچک | خواهر کوچک
- Live music;
اجرای زندۀ موسیقی
- Living things;
موجودات زنده
- Long time;
مدت زمان طولانی
- Long way;
راه طولانی
- Loved one;
عزیز دل
- Main course;
غذای اصلی
- Main road;
جاده اصلی
- Main thing;
نکته اصلی
- Major problem;
مشکل عمده
- Married couple;
زوج متأهل
- Mass market;
بازار انبوه
- Medical care;
مراقبت پزشکی
- Medical history;
تاریخچۀ پزشکی
- Mental illness;
بیماری روانی
- Missing in action;
مفقودالاثر
- Mixed feelings
احساسات مختلط و درهم
- Moral obligation;
الزام اخلاقی
- Mysterious circumstances;
شرایط مرموز
- Nasty habit;
عادت بد و ناپسند
- Native country;
کشور مادری
- Native speaker;
بومی زبان
- Natural causes
دلایل طبیعی
- Natural disaster;
بلای طبیعی
- Natural resources;
منابع طبیعی
- Negative attitude;
نگرش منفی
- Net profit;
سود خالص
- Net worth;
دارایی خالص
- New generation;
نسل جدید
- New job;
شغل جدید
- Next time;
دفعۀ بعد
- Next-door neighbors;
همسایههای نزدیک
- Non-stop flight;
پرواز بدون توقف
- Occupational hazard;
خطر شغلی
- Odd number;
عدد فرد
- Old age.
کهنسال
سخن پایانی
اگرچه در این مطلب سعی کردیم مهمترین و پراستفادهترین کالوکیشن های صفت و اسم Adjective + Noun با معنی را خدمت شما عرض کنیم؛ اما واقعاً تعداد بسیار زیادی از این کالوکیشنها وجود دارند که تنها با غرقشدن در زبان انگلیسی میتوانید همۀ آنها را یاد بگیرید. بااینحال، برای تقویت انگلیسی برای آزمون آیلتس و یافتن منابع آیلتس میتوانید با ما تا انتهای مسیر دریافت مدرک آیلتس همراه باشید.




این کالوکیشنها به خوبی بیان شدهاند. آیا برنامهای برای تولید محتوای ویدیویی در این باره دارید؟ مطمئنم که برای بسیاری جالب خواهد بود.
استفاده از کالوکیشنها سطح زبان رو بالا میبره! آیا لیست کاملتری از این ترکیبات دارید؟ به نظرم خیلی مفید میاد.
برایم جالب بود که چقدر کالوکیشنها میتوانند تاثیرگذار باشند. در یادگیری زبان انگلیسی چه نقش بیشتری ایفا میکنند؟
این کالوکیشنها بسیار کاربردی و عالی هستند. آیا برای کالوکیشنهای مشابه کتاب یا منبعی پیشنهاد میدهید؟
کالوکیشنها همیشه به نظر من مهمتر از چیزی هستند که به نظر میرسند. آیا راهی سریعتر برای یادگیری آنها وجود دارد؟
خواندن این ترکیبها خیلی کمککننده است، اما چگونه میتوانم به صورت عملی از آنها استفاده کنم؟ پیشنهاد خاصی دارید؟
برای یک مبتدی مانند من، این فهرست واقعاً کاربردی بود. چه تمریناتی پیشنهاد میدهید برای افزایش توانمندی در کالوکیشنها؟
ترکیب صفت و اسم در انگلیسی واقعاً ذهنم را مشغول کرده. آیا فرهنگ لغتی برای این کالوکیشنها وجود دارد که کمککننده باشد؟
چگونه میتوانم از این کالوکیشنها در نوشتههای آکادمیک استفاده کنم؟ آیا قالب خاصی برای استفاده صحیح از آنها هست؟
کالوکیشنهای مهم انگلیسی واقعاً جذاباند. ترکیب مثالها با توضیحات خیلی کمک میکند. آیا جدول یا نموداری برای سادهتر یادگیری این موضوعات دارید؟