انواع گریه کردن cry در انگلیسی چه هستند؟
هر انسانی روشهای خاص خود را برای ابراز درد دارد. میزان گریه بر حسب جنس و سن متفاوت است. برای مثال، گریه مرد با گریه زن فرق دارد. به همین ترتیب، گریه یک کودک نوزاد نیز با یک نوجوان متفاوت است. در زبان انگلیسی واژههای گوناگونی برای انواع گریه وجود دارند. متداولترین واژه در زبان انگلیسی برای گریه، cry است. البته در برای یادگیری سریع انگلیسی مهم ترین و پرکاربردترین واژه ها به زبان اموزان آموزش داده میشود. در این مطلب قصد داریم به انواع گریه کردن در انگلیسی cry بپردازیم.
کاربرد انواع گریه کردن در انگلیسی
گریه کردن در زبان انگلیسی بهصورتهای مختلفی بیان میشود و این تفاوتها از جنبههای عاطفی و روانشناختی نشات میگیرند. با توجه به موقعیتهای مختلف، هر نوع گریه بهطور خاصی بیان میشود. در ادامه با نکته های روانشناختی که به شما کمک میکند تا درک بهتری از این اصطلاحات پیدا کنید، آشنا خواهید شد. این کلمات وقتی که به عنوان فعل به کار میروند، به مفعول نیاز ندارند. برخی از مهمترین انواع گریه کردن در زبان انگلیسی عبارتند از:
- ناله کردن (Whimpering): گریه ملایم معمولا شامل اندکی اشک و یا بدون اشک است. این نوع گریه شامل زمزمه و/یا آههای بلند است
- اشک خاموش (Silent Tears): گریه نرم و نامفهومی که توجه را جلب نمیکند. ممکن است فقط در یک قطره اشکی که روی گونه فرد فرو میریزد ظاهر شود. این عبارت یک اسم است و نه فعل
- گریه کردن (Crying): وقتی گریه میکنید، اشک از چشمانتان سرازیر میشود؛ معمولا به این دلیل که ناراضی یا آسیب دیدهاید
- زار زار گریه کردن (Sniveling): گریه قابل شنیدن همراه با غر زدن و تنفس نامنظم. در چنین حالتی آب بینی سرازیر میشود
- اشک ریختن (Weeping): شکل ملایمتری از هقهق کردن که شامل جریان نرم و پیوسته اشک همراه با علائم ناراحتی است
- هقهق کردن (Sobbing): گریه شدید با حجم زیاد اشک که پیوسته جاری میشود. این نوع گریه با اینکه به طور کلی قابل شنیدن است، اما صدای ناراحتکنندهای هم ندارد
- هایهای گریستن (Blubbering): گریه بلند و غیرجذاب همراه زمزمه و تنفس نامنظم.
- گریه همراه با جیغ (Scream-Crying): گریه شدید همراه با جیغ و داد. همچنین ممکن است شامل خودزنی مثل سیلی زدن یا مشت زدن به خود نیز باشد

انواع کالوکیشن های مرتبط با cry و crying در زبان انگلیسی
یکی از بهترین راهها برای تقویت تسلط بر زبان انگلیسی، یادگیری کالوکیشنهای انگلیسی یا ترکیبهای کلمات طبیعی است. در زبان انگلیسی، کلمات مختلفی برای توصیف انواع گریه و صدای گریه وجود دارد. آگاهی از این ترکیبهای کلمات به شما کمک میکند تا بتوانید بهطور طبیعیتر و دقیقتری احساسات خود را بیان کنید. در این مقاله به بررسی کالوکیشنهای رایج با کلمه cry و crying خواهیم پرداخت تا شما بتوانید این واژهها را در مکالمات روزمره بهخوبی استفاده کنید.
۱. cry for help / attention (درخواست کمک / توجه)
این کالوکیشن زمانی استفاده میشود که کسی بهطور واضح و بیوقفه درخواست کمک یا توجه دارد. این کلمات بهویژه زمانی به کار میروند که فردی احساس نیاز به کمک یا پشتیبانی دارد. این اصطلاح بهطور طبیعی در مکالمات مربوط به کمکهای اضطراری یا نیاز به توجه دیگران به کار میرود.
She began to cry for help when she got lost in the woods.
(او وقتی در جنگل گم شد شروع به گریه و درخواست کمک کرد.)
۲. cry uncontrollably (گریهای که قابل کنترل نیست)
این کالوکیشن برای توصیف حالتی است که فرد به شدت گریه میکند و نمیتواند آن را کنترل کند. این اصطلاح معمولاً برای توصیف حالات احساسی بسیار شدید مانند اندوه یا استرس به کار میرود. در این بخش، cry uncontrollably نشاندهنده حالتی است که فرد نمیتواند کنترل احساست خود را حفظ کند.
After hearing the news, she cried uncontrollably for hours.
(بعد از شنیدن خبر، او ساعتها بهطور بیوقفه گریه میکرد.)
۳. cry tears of joy / sadness (اشک شوق / غم)
وقتی کسی در حال گریه است و این اشکها نمایانگر شادی یا غم عمیق او هستند، از این اصطلاح استفاده میشود. این کالوکیشن به خوبی نشان میدهد که گریه لزوماً همیشه نشانه غم نیست. این اصطلاح در مواقعی به کار میرود که گریه ترکیبی از احساسات متناقض است، مثل غم و شادی.
He cried tears of joy when he saw his baby for the first time.
(او وقتی برای اولین بار نوزادش را دید، اشک شوق ریخت.)
۴. cry out in pain / desperation (فریاد زدن از درد / ناامیدی)
کالوکیشنهای cry out برای نشان دادن صدای بلند و واضحی که همراه با گریه است استفاده میشود. این صدای گریه معمولاً نشاندهنده احساسات شدید است، مثلاً در زمانی که فرد دچار درد شدید یا ناامیدی میشود. استفاده از cry out بهطور طبیعی در توصیف دردهای فیزیکی و یا حالات احساسی بسیار شدید به کار میرود.
She cried out in pain when she broke her arm.
(وقتی بازویش شکست، او از شدت درد فریاد زد.)
۵. crying her eyes out (گریه شدید و بدون توقف)
این کالوکیشن به معنی گریه بسیار شدید و طولانی است. زمانی که فرد احساساتش را بهطور غیرقابل کنترل ابراز میکند، این اصطلاح به کار میرود. در اینجا، crying her eyes out برای نشان دادن شدت و طولانیبودن گریه استفاده میشود.
She was crying her eyes out after the breakup.
(بعد از جدایی، او بهشدت گریه میکرد.)
۶. sob sob (هقهق کردن)
Sob به معنی گریه کردن با صدای بلند و معمولاً همراه با هقهق است. این اصطلاح بیشتر برای زمانی استفاده میشود که فرد احساساتش را شدیداً ابراز میکند. استفاده از این کالوکیشن برای نشان دادن گریهای است که با صدای بلند و پیوسته همراه است.
She couldn’t stop sobbing when she heard the bad news.
(او وقتی خبر بد را شنید، نتوانست از هقهق کردن دست بردارد.)
۷. a crying shame (یک شرم واقعی)
این اصطلاح crying shame به معنی چیزی است که حیف یا تأسفآور است، اما بهطور مستقیم با گریه ارتباط ندارد. این اصطلاح در مواقعی استفاده میشود که از یک موقعیت ناراحتکننده یا ناخوشایند ابراز تأسف میکنیم. این کالوکیشن معمولاً برای ابراز تأسف شدید نسبت به یک اتفاق ناراحتکننده یا از دست دادن چیزی استفاده میشود.
It’s a crying shame that they couldn’t make it to the wedding.
(خیلی حیف است که آنها نتوانستند به عروسی بیایند.)
۸. cry for mercy (درخواست ترحم)
این کالوکیشن زمانی به کار میرود که فرد به طور درخواستگونه و نگرانکننده از دیگران چیزی میخواهد، معمولاً برای جلوگیری از درد یا عذاب. این ترکیب نشاندهنده خواست فردی برای ترحم یا کمک در شرایط سخت است.
The prisoner cried for mercy, but the judge remained silent.
(زندانی برای ترحم درخواست کرد، اما قاضی سکوت کرد.)

صدای گریه در انگلیسی: چگونه صدای گریه را توصیف کنیم؟
در زبان انگلیسی، کلمات مختلفی برای توصیف صدای گریه وجود دارد که هر کدام به نوع خاصی از گریه اشاره دارند. از boohoo برای گریههای ملایم و کودکانه گرفته تا sob sob برای گریههای شدیدتر، این کلمات به ما کمک میکنند تا دقیقا نشان دهیم که فرد چگونه گریه میکند. برای زبانآموزان مبتدی، یادگیری این کلمات نه تنها کمک میکند تا بهدرستی احساسات خود را بیان کنند، بلکه مهارتهای شنیداری آنها را نیز تقویت میکند. تمرین کنید و این کلمات را در جملات مختلف به کار ببرید تا برای استفاده صحیح از آنها در مکالمات واقعی آماده شوید.
۱. Boohoo
Boohoo یکی از محبوبترین و شناختهشدهترین کلمات برای توصیف صدای گریه است. این کلمه معمولاً برای توصیف گریهای ملایم و کودکانه استفاده میشود. وقتی کسی خیلی ناراحت است اما گریهاش خیلی بلند و شدید نیست، ممکن است صدای “boohoo” به گوش برسد.
مثال:
The little girl was sitting in the corner, crying “boohoo” after losing her toy.
(دختر کوچولو در گوشه نشسته بود و بعد از اینکه اسباببازیاش را گم کرده بود، گریه میکرد و میگفت “بوهو”.)
۲. Blubber
Blubber به نوعی از گریه اشاره دارد که همراه با صداهای نامنظم و کشیده است. وقتی کسی خیلی ناراحت است و اشکهای زیادی میریزد، میتواند صدای “blubbering” را تولید کند. این کلمه اغلب برای توصیف گریههای طولانی و به شدت عاطفی استفاده میشود.
مثال:
He was blubbering after hearing the bad news.
(او بعد از شنیدن خبر بد، شروع به گریه بلند و همراه با زمزمه کرد.)
۳. Sob Sob
Sob sob صدای دیگری است که معمولاً برای توصیف گریهای که به شکل هقهق یا اشکهای شدید است استفاده میشود. وقتی کسی خیلی ناراحت است و صدای بلندتری از خود تولید میکند، میگوییم او “sob sob” میکند.
مثال:
She was sobbing uncontrollably after the argument.
(او بعد از بحث، بهطور بیوقفه هقهق میکرد.)
۴. Waah
Waah بیشتر برای توصیف صدای گریه نوزادها یا کودکان کوچک استفاده میشود. این کلمه یک صدای ساده و ابتدایی است که از گلو بیرون میآید و اغلب برای بیان ناراحتی کودکانه به کار میرود.
مثال:
The baby started crying “waah” as soon as his toy was taken away.
(وقتی اسباببازی نوزاد را برداشتن، او شروع به گریه کردن با صدای “واااه” کرد.)
کلمات آوایی برای گریه کردن به انگلیسی(Onomatopoeia)
تمامی کلماتی که در اینجا بررسی کردیم، نوعی از کلمات آوایی (Onomatopoeia) هستند. این کلمات همانطور که از نامشان پیداست، از صداهای واقعی که در طبیعت میشنویم، ساخته شدهاند. برای مثال، صدای boohoo دقیقاً به صدای گریهای شبیه است که میشنویم.
بغض کردن به انگلیسی
بغض کردن در زبان فارسی یکی از حالات خاص گریه است که معمولاً با احساس گنگی و درونی بودن همراه است. در زبان انگلیسی برای توصیف این احساس کلمات خاصی وجود دارد که به خوبی این مفهوم را منتقل میکنند. یکی از این کلمات sniveling است که به گریهای اشاره دارد که معمولاً همراه با خرخر کردن و فشردگی تنفس است. در این حالت، فرد بهطور واضحی اشک نمیریزد، بلکه بیشتر بهصورت نامحسوس و گنگی از خود صداهایی تولید میکند که نشاندهنده اندوه است. این کلمه برای توصیف یک نوع “بغض کردن” یا «گریه در خود» به کار میرود.
اصطلاحات دیگری مانند whimpering نیز میتوانند در برخی مواقع به معنای بغض کردن به کار روند، که به طور عمده با صدای کم و نالهای همراه است. بنابراین، در ترجمه فارسی، معمولا از عبارتهایی مانند بغض کردن یا ناله کردن استفاده میشود که دقیقاً حالت احساسی فرد را منتقل کند.
مثال انواع گریه در انگلیسی
در موقعیتهای مختلف زندگی، انتخاب صحیح کلمه برای بیان نوع گریه میتواند تأثیر زیادی در بیان احساسات شما داشته باشد. بهعنوان مثال، در شرایطی که گریه بهطور ملایم همراه با ناله است، از کلمه whimpering استفاده میکنیم. اما زمانی که گریه از عمق احساسات و درد ناشی میشود، sobbing مناسبتر است.
حال که با انواع گریه کردن به انگلیسی cry آشنا شدیم، بهتر است آنها را در چند مثال نیز مشاهده کنیم. لطفا به مثالهای زیر توجه کنید:
| گوشی را قطع کردم و شروع کردم به گریه کردن. | I hung up the phone and started to cry. |
| او سه روز بود که به دلیل گریه پسر ۱۳ هفتهای خود، نمیتوانست بخوابد. | She had been unable to sleep for three days because of her 13-week-old son’s crying. |
| کودکی در یک تخت نزدیک شروع به ناله کردن کرد. | A child in a bed nearby began to whimper. |
| بچه من کل شب دوم را جیغ و گریه میکرد. | My baby scream-cried the entire second night. |
| سرها خم شد، برخی از هواداران با یادآوری جانهای از دسترفته اشکهای خاموش خود را پاک کردند. | Heads bowed, some fans wiped away silent tears as they remembered the lives lost. |
| او دچار فروپاشی شد و مثل یک بچه هقهق کرد. | He broke down and sobbed like a child. |
| او آنجا نشسته بود، به سمت دیوار خم شده و مثل بچهها غر میزد و گریه میکرد. | There he sat, cowering against the wall, blubbering like a child. |
| مادری داغدار بر پیکر دخترش گریه کرد. | A grieving mother wept over the body of her daughter. |
| کیت که غمگین و حیرتزده بهنظر میرسید، شروع کرد به گریه. | Kate started to snivel, looking sad and stunned. |
| بچه طفلکی چون افتاده بود و زانویش خراشیده بود، گریه میکرد. | The poor child was blubbering because he had fallen and skinned his knee. |
| بچه با صدای بلند گریه و زاری میکرد. | The child was blubbering loudly. |
| وقتی جسد پدرش را دید شروع کرد به هق هق گریستن. | When he saw his father’s body he began to sob. |
| بچه گُنده؛ دست از غر زدن و گریه کردن بردار! | Oh, stop blubbering, you big baby! |
تمرین برای انواع گریه cry
در آموزشگاه انگلیسی تهران تمام نکات با جدیدترین متدهای روز آموزشی به زبان آموزان آموزش داده میشود تا زبان آموز بتواند براحتی با هرنوع چالش و تمرینی در این زمینه روبرو شود.حال که با انواع گریه کردن cry در انگلیسی آشنا شدید، بهتر است چند تمرین نیز انجام دهید. لطفا جاهای خالی را با کلمه مناسب و با معنی گریه پر کنید. لطفا توجه داشته باشید که شاید استفاده از برخی دیگر از گزینهها نیز جمله صحیحی به دست بدهد؛ ولی منظور استفاده از واژهای برای گریه کردن است.
He shouldn’t __________ about his punishment.
او نباید در مورد مجازات خود __________ کند.
snivel
take
get
call
پاسخ صحیح: snivel (غر زدن و گریه کردن)
People in the street __________ with joy when peace was announced.
مردم در خیابان __________ از خوشحالی وقتی که صلح اعلام شد.
kept
swept
wept
left
پاسخ صحیح: wept (اشک ریختن)
Again she descended into __________.
دوباره او وارد __________ شد.
perfect gears
silent tears
bad spears
nightmare fears
پاسخ صحیح: silent tears (اشک خاموش)
She started to __________ like a child.
او شروع کرد به __________ مثل یک بچه.
jabber
shudder
mutter
blubber
پاسخ صحیح: blubber (گریه بلند و غیرجذاب)
A police officer tries to arrest me & I was scared so I __________.
یک افسر پلیس تلاش کرد مرا دستگیر کند و من ترسیده بودم بنابراین __________ کردم.
scream cried
ran
gave in
fell
پاسخ صحیح: scream cried (گریه همراه با جیغ)
With a __________ of despair she threw herself on to the bed.
با __________ از ناامیدی، او خود را روی تخت انداخت.
view
lot
sob
consideration
پاسخ صحیح: sob (هقهق کردن)
نظر دکتر جان اسمیت زبان شناس در مورد اصطلاحات گریه کردن به انگلیسی
طبق گفته دکتر جان اسمیت، استاد زبانشناسی در دانشگاه آکسفورد، ‘استفاده صحیح از اصطلاحات گریه در انگلیسی نهتنها به درک بهتر احساسات فرد کمک میکند، بلکه در ارتباطات بین فردی نیز تأثیر بهسزایی دارد. انتخاب واژه مناسب در هر موقعیت میتواند به شما کمک کند که احساسات خود را بهطور دقیقتری بیان کنید و درک بهتری از شرایط عاطفی دیگران پیدا کنید.
سوالات متداول
۱. انواع گریه کردن در انگلیسی چیست؟
گریه کردن در زبان انگلیسی به چندین شکل مختلف بیان میشود. برخی از رایجترین کلمات برای توصیف انواع گریه عبارتند از:
- Crying: گریه عمومی.
- Whimpering: گریه ملایم با صدای آه.
- Silent Tears: اشک خاموش.
- Sniveling: گریه همراه با غر زدن و تنفس نامنظم.
- Weeping: اشک ریختن.
- Sobbing: هقهق کردن.
- Blubbering: گریه بلند و غیرجذاب همراه با تنفس نامنظم.
- Scream-Crying: گریه همراه با جیغ.
این اصطلاحات هر کدام به نوع خاصی از گریه و احساسات پشت آن اشاره دارند.
۲. چه زمانی از عبارت crying uncontrollably استفاده میشود؟
عبارت crying uncontrollably زمانی استفاده میشود که فرد نمیتواند گریهاش را کنترل کند و به شدت اشک میریزد. این نوع گریه معمولاً نشاندهنده احساسات شدید مانند اندوه یا درد است.
مثال:
After hearing the tragic news, she cried uncontrollably for hours.
(بعد از شنیدن خبر تراژیک، او ساعتها بهطور بیوقفه گریه میکرد.)
۳. “Tears of joy” چیست و چه زمانی استفاده میشود؟
عبارت tears of joy به اشکهایی اشاره دارد که ناشی از خوشحالی شدید هستند. این اصطلاح بیشتر در مواقعی به کار میرود که فرد از شدت خوشحالی گریه میکند.
مثال:
He cried tears of joy when he saw his newborn child.
(او وقتی نوزادش را دید، اشک شوق ریخت.)
۴. آیا sob sob و crying یکسان هستند؟
هرچند که sob sob و crying هر دو به معنی گریه کردن هستند، اما sob sob به گریهای اشاره دارد که همراه با هقهق و صدای بلند است، در حالی که crying به معنای گریه عمومیتر و معمولاً بدون صدای اضافی است.
مثال:
- She couldn’t stop sobbing after the argument.
(او بعد از بحث نتوانست از هقهق کردن دست بردارد.)
۵. چگونه زیرنویس cry و crying را در جملات مختلف استفاده کنیم؟
در زبان انگلیسی، عبارتهای مختلفی برای cry و crying وجود دارد که میتوانید بسته به موقعیت از آنها استفاده کنید. از این کلمات میتوان برای توصیف نوع خاصی از گریه یا احساسات مختلف استفاده کرد. به عنوان مثال:
- cry for help: درخواست کمک
- cry uncontrollably: گریهای که نمیتوان کنترل کرد
- cry for mercy: درخواست ترحم




آدم باید وقتی دربارهی تلفظ گریه به انگلیسی میپرسه راحت بتونه بگه ولی بعضی وقتا ذهن آدم قفل میشه که همین سوال ساده رو هم که چجوری باید کلمات رو به کاربرد، درست بپرسه.
اینی که اشک به انگلیسی چی میشه واقعاً برام گیج کنندهس، هر چی میگردم دوتا ترجمه مختلف پیدا میکنم، یکی لطفاً توضیح بده که جفتشون درسته یا نه؟انگار همیشه متفاوتن
یه سوالی که دارم واسه اینه که برای اینکه به کسی بگی گریه نکن به انگلیسی چطور میشه گفت؟آیا فرقی تو نحوهی بیانش در موقعیتای مختلف هست یا نه، این دغدغه منه
تو جمع دوستمون داشت راجع به من گریه میکنم به انگلیسی حرف میزد و من اصلاً درست نفهمیدم، یعنی اصلاً نمیدونم دارم چی میگم، کسی هست کمک کنه؟یا اگه من دارم اشتباه میگم؟
اینکه توی یه موقعیت حساس قرار بگیری و نتونی بگی او گریه می کند به انگلیسی واقعاً آدمو اذیت میکنه، من تو یه مکالمه گیر کردم و اشتباه بگم چی میشه؟راهنمایی لطفاً
من وقتی سوال چرا آن پسر گریه میکند به انگلیسی رو میپرسم همیشه یه جورایی حس میکنم باید یه حالت خاصی توی لحن داشته باشه تا درست به نظر بیاد، شما هم اینطوری هستین؟
یکی از سوالاتی که برام پیش اومده اینه که خب تلفظ گریه به انگلیسی رو از کجا بفهمیم باید دقیق بدونیم، آیا میشه یه راهنمایی دقیقتری در این زمینه بدید، سرگردون شدم؟
خب وقتی میخوای یه چیزی رو بگی مثل چرا گریه میکنی به انگلیسی و هر دفعه به نظر میاد یه جور جدید باید بگیش واقعا نمیدونم درست دارم میگم یا نه کسی میفهمه من چی میگم؟
من از وقتی که شروع به یادگیری زبان کردم همیشه مشکل دارم با اینکه چطوری بغض گریه به انگلیسی رو بیان کنم و بعضی وقتا اصلاً نمیدونم چطور باید احساسم رو منتقل کنم
راستش من همیشه توی یادگیری زبان مشکل داشتم و حالا که میخوام یاد بگیرم چجوری بگم چرا گریه میکنی به انگلیسی، حس میکنم یه عالمه چالش جدید جلومه، باید چی کار کنم اصلاً.
برای اشک ریختن تو انگلیسی میشه یه کلمه ای گفت که مفهومش اشک شوق به انگلیسی باشه؟
بله، در زبان انگلیسی برای اشاره به اشک شوق میتوان از عبارت tears of joy استفاده کرد. این عبارت به طور خاص به اشکهایی که به دلیل شادی یا احساسات مثبت ریخته میشود اشاره دارد.